عبد الحسين جواهر كلام
750
تربت پاكان قم ( فارسي )
را مىخواستند مسئوليتى بدهند ، تشخيص صلاحيّت آن شخص به من واگذار مىشد ، و پس از تأييد صلاحيّت نامهء او را مىنوشتم و آيتاللّه بروجردى امضا مىكردند . و همچنين از جمله اعضاى هيئتى بودم كه براى رسيدگى به امور حوزه و طلاب ، از طرف آيتاللّه بروجردى تعيين شده بودند . در اين هيئت حضرت امام و حاج شيخ مرتضى حائرى هم عضويّت داشتند . علاوه بر اين كارها ، در برخى از جلسات استفتائى كه مهم بود شركت مىكردم . حوزه : حضرتعالى چرا قم را ترك كرديد و در تهران ساكن شديد ؟ آيتاللّه بروجردى ، به تبليغات ، بسيار اهميّت مىداد . سعى داشت كه از طلاب فاضل ، براى تبليغ در شهرستانها و حتى خارج از كشور ، استفاده شود . به همين منظور ، هرگاه زمينه فراهم مىشد ، فورى اقدام مىكرد . روى همين برنامه ، بنا بر تقاضاى عدهاى از مؤمنين تهران ، كه از ايشان خواسته بودند فردى را براى اقامهء جماعت و تبليغ و ارشاد به « مسجد پنبهچى » بفرستند ، آن مرحوم ، مرا فرستادند و در نامهاى خطاب به مردم آنجا نوشتند : « من آقاى نخعى را كه مورد اعتماد من است ، براى امامت جماعت و تبليغ و رسيدگى به امور محل ، بهسوى شما فرستادم و . . . » . اين جانب از آن زمان تاكنون ، كه حدود 40 سال است ، در تهران هستم و مشغول انجاموظيفه . عدهاى ديگر هم در همان وقت از طرف ايشان به همين منظور به تهران فرستاده شدند ، از جمله آقاى سيد احمد خوانسارى بود كه من براى معرفى ايشان به مردم ، با ايشان به تهران آمدم . . . حوزه : آيا تأليفى هم در زمينهء مسائل فقهى و اصول داريد ؟ تقريرات و نيز تحقيقاتى در اصول و فقه دارم كه به همراه كتابهايم فرستادم قم براى كتابخانهء مدرسهء آيتاللّه گلپايگانى ، زيرا ديدم با اين حالت كسالت و كهولت سن ، توانايى مطالعه ندارم و صحيح نيست اين كتابها بدون استفاده بماند . حوزه : شنيدهايم كه حضرتعالى طبع شعر هم داريد و اگر ممكن است يكى از